سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی

شجریان:مخالف آقای خمینی و انقلابش بودم

شجر

انرژی‌های رسانه‌ای بیهوده بر سر جنجال‌های پیش‌پاافتاده

«ربنای» شجریان و بازگشایی «خانه سینما» ، دو روی یک سکه در بیهوده‌کاری‌های رسانه‌ای

خبرگزاری تسنیم:جنجال بر سر ربنای شجریان و بازگشایی خانه سینما، دو اتفاق رسانه‌ای این روزهاست. در هر دو اتفاق هدر رفتن بخش مهمی از انرژی رسانه‌های ایرانی به بحث و گفتگو در مورد مسائل حل نشدنی یا از قبل حل‌شده‌ مشخص و واضح است.


خبرگزاری تسنیم:حمیدرضا بوالی

"این هم بازی جدید است؟" این تک‌گزاره جالب‌توجه محمدرضا شجریان خواننده مشهور ایرانی در واکنش به اعتصاب غذا و تحصن نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم بود.گزاره‌ای از روزنامه‌ها بود که در همان روزهای داغ منتشر کرد و البته خیلی زود با خودسانسوری‌های معمول رسانه‌ای آن روزها به فراموشی سپرده شد.چیزی که ظاهرا بخشی از جماعت سیاسیون ایرانی کوچکترین علاقه‌ای به تکرار و یادآوری آن ندارند. 

این فقط یک نشانه برای عدم وابستگی و حتی تمسخر یک جریان فرهنگی و سیاسی خاص از سوی محمدرضا شجریان است. جریانی که ظاهرا به شدت به منتسب کردن شجریان به خودش علاقه‌مند است و  از واکنش‌های عصبی و دفعی او هم سرخورده هم نمی‌شود.

امسال دوباره قبل از شروع ماه رمضان بحث پخش 5 دقیقه آواز «ربنا»ی محمدرضا شجریان از تلویزیون ایران در هنگام افطار به سطح رسانه‌ها کشانده است.بحث مطول و بیهوده‌ای که  ویژگی‌های رسانه‌ای و هنری شجریان کاملا مشخص می‌:کند که چگونه به سطح اول رسانه‌های عامه‌پسند ایرانی راه پیدا کرده است، اما این که این تلاش عوامانه تکراری چگونه با تلاش بی‌حدوحصر یک خبرگزاری به رئیس سازمان صداوسیما و نمایندگان مجلس کشیده شده است یک نمونه مطالعاتی قابل‌توجه است.

ضرغامی البته با رندی همیشگی‌اش امروز به سوال احتمال پخش ربنای شجریان این‌"گونه پاسخ داد:" این سوال برای 10 سال پیش است"

گفتگو در مورد مساله‌ای که اساسا تصمیم‌گیری در مورد آن کاملا از قبل مشخص شده است با توهم ایجاد فشار رسانه‌ای بر روی سازمان صداوسیما البته نگاه خوش‌بینانه با ماجراست.دست‌وپازدن‌های بیهوده عناصر یک جریان سیاسی برای چسباندن یک چهره عامه‌پسند رسانه‌ای که عدم وابستگی و دشمنی‌اش را با این جریان بارها فریاد زده است، اگر چه در دوره تبلیغات انتخاباتی با پیش‌زمینه تلاش معمول برای رای‌آوری به هر نحو قابل ندیده‌گرفتن بود، اما  امروز در حالی که عملا اثباتی بر سطح دغدغه خاص فرهنگی جریانی است که در همه این سالها طبق یک مد رسانه‌ای، به روشنفکری مشهور شده است، نمایش واضحی هم از به هدر رفتن جریان رسانه‌ای در ایران است.واضح است که با تغییر دولت تغییری در سیاست‌های صداوسیما به وجود نخواهد آمد و واضح است که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، به پخش صدای شجریانی که واضحا به مهمترین آرمان‌های نظامی که قرار است تریبونش باشد توهین و تعرض می‌کند راضی نخواهد شد.

و این تازه در شرایطی است که تلاش برخی رسانه‌ها در راضی کردن خود شجریان به پخش ربنا را ندیده بگیریم و نخواهیم به تصور کودکانه برخی رسانه‌ها در منتظر بودن ضرغامی برای اجازه شخص شجریان قهقه سر دهیم.

نمونه همین جریان را در ماه‌های اخیر بر سر ماجرای پردامنه‌ای به نام «بازگشایی دوباره خانه سینما» مشاهده می‌کنیم. بحثی که حالا به فاصله یک ماه مانده به تغییر دولت، بیهودگی آن مشخص‌تر شده است.در ماه‌های اخیر بحث در مورد بازگشایی خانه سینما عملا تبدیل به تکرار مکرراتی بیهوده شده است که هر روز تیتر اول روزنامه‌ها و مجلات سینمایی و سرویس‌های فرهنگی خبرگزاری‌ها و سایت‌ها می‌شود، بدون اینکه عملا قدمی در بازگشایی یا تصمیم به تعطیلی ثابت خانه سینما برداریم. از شخص اول اجرایی کشور تا اصلی‌ترین مقام تصمیم‌گیرنده سینما در ایران هر روز به یکدیگر نامه‌نگاری می‌کنند و عده‌ای در تلاش برای بازگشایی  و عده‌ای هم در تلاش برای عدم بازگشایی این نهادسینمایی تلاش خستگی‌ناپذیری در مصاحبه کردن با رسانه‌ها انجام می‌دهند. 

دولت تا یک ماه دیگر تغییر خواهد کرد و طبیعتا و بداهتا وزارت ارشاد هم تغییر می‌کند و اگر از گزینه‌های فضایی و تخیلی این روزها مثل علی مطهری چشم‌پوشی شود وزارت ارشاد و معاونت سینمایی و سازمان سینمایی در اختیار جریانی قرار خواهد گرفت که حتی اگر معتقد به بازگشایی دوباره خانه سینما نباشد برای نمایش تفاوت رویکرد فرهنگی با دولت قبل به احتمال بالایی خانه سینما را دوباره خواهد گشود و همه این انرژی‌ها و تلاش‌ها و مصاحبه‌ها و گفتگو‌ها و خبرها در مورد بازگشایی یا بازنگشایی خانه سینما عملا به آرشیو بیهوده‌گری‌های تاریخی منتقل خواهد شد در حالی که تاریخ انقضای همه این بحث‌ها همین الان هم بالای آن خورده است.

این دو نمونه‌های کاملا واضحی از صرف انرژی بیهوده و تلاش بی‌فایده از سوی رسانه‌های ایرانی است.

شجریان 10 سال پیش گفتگوی مفصلتری با بی.بی‌سی فارسی داشت و صراحتا موضعش را درمورد نظام حکومتی و اعتقادی ایران اعلام کرد:" از همان ابتدا مخالف آقای خمینی و انقلابش بودم." شجریان در طول سی‌سال فعالیت بعد از انقلابش با هیچ ممانعتی برای تولید و پخش آثار موسیقیایی مواجه نشد.

قشری از جماعت فعالی که هر سال در هر کنسرت شجریان شرکت می‌:کنند و در پایان کنسرت طبق یک سنت قابل مطالعه، فریاد «مرغ‌سحر مرغ‌سحر» سر می‌دهند ظاهرا این روزها رسانه‌های ما را جهت می‌دهند.

خانه سینما اگر هم تا قبل از این ماهیتش سیاسی نبود؛ حالا دیگر با ماجراهای این چند ماهه عملا تبدیل به نهادی برای گروکشی و رو‌:کم‌کنی‌های سیاسی شده است.

منبع: تسنیم


کلمات کلیدی :تهاج فرهنگی

سریال های ماهواره

شایق

کارشناس مسائل زنان در گفت و گو با تسنیم:

سریال های ماهواره با بسته‌بندی جذاب باعث عادی سازی روابط خارج از چارچوب می‌شود

خبرگزاری تسنیم: کارشناس مسائل زنان گفت: سریال های ماهواره با بسته‌بندی جذاب باعث عادی سازی روابط خارج از چارچوب می‌شود.

عشرت شایق، کارشناس مسائل زنان در گفت و‌گو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم اظهار داشت: رفتار‌های غیر اخلاقی در جامعه اسلامی بسیار بسیار قلیل است و این موضوع نشان دهنده سست شدن پایه‌های خانواده و بنیان خانواده است چرا که به این رفتار ها، خیانت به خانواده قرار می‌گویند.

وی با بیان اینکه  رفتار های غیر اخلاقی به این دلیل است که روابط زناشویی به هر دلیل سست شده و پیکره  خانواده زیر سوال رفته است، ادامه داد: کشور‌های بیگانه با بسته بندی جذاب از طریق سریال های ماهواره ای روابط خارج از چارچوب و فرای زناشویی را در جامعه ما عادی سازی می‌کند.

کارشناس مسائل زنان با اشاره به اینکه در غرب متاسفانه روابط زناشویی از چاردیواری خود عدول کرده است و آنها زندگی با سگ را ترجیح می دهند، افزود: در جامعه دینی ما نسبت به غرب این طور نیست غرایز انسان چارچوب دارد اگر چارچوب ها خارج شده مثل مرزشکنی جغرافیا است بنابراین این موضوع در غرب رخ می‌دهد.

شایق با اشاره به اینکه هر جا عشق ورزی و تفاهم و با هم سازگاری و مهارت زندگی وجود داشته باشد، وفاداری در آنجا بیشتر است، اظهار داشت: بسیاری از افراد در راهروی دادگاه به دلایل هوس و احساسات زودگذر زندگی خود را از هم می پاشانند در واقع برخی نام احساست سطحی را عشق گذاشته اند که باید واژه ادبیات خانواده را تقویت کنیم و محبت و عشق ورزی باید در خانواده افزایش یابد.

* با تقوا روابط غیر اخلاقی را به صفر می رسد

وی با بیان اینکه با تقوا روابط غیر اخلاقی را به صفر می رساند، گفت: جامعه و خانواده غرب روی بنیان روی آب سست تشکیل شده است و آمار طلاق در آنجا بسیار زیاد است. در واقع  تحکیم بنیان خانواده با ایمان انجام شده و همچنین آسیب های اجتماعی با کشف محبت از بین می‌رود.

شایق بیان کرد: بدحجابی اصلا وجود ندارد چرا که افراد یا بی‌حجاب بوده و یا با حجاب هستند؛ اینکه چرا مسئله بی حجابی وجود دارد به این دلیل است که هر فردی که احساس کمبود می‌کند به این اقدام دست می زند در واقع باید زنان استعداد درونی خود را در جایگاه مادری نشان دهند.

کارشناس مسائل زنان با بیان اینکه زیبایی زنان یک محدودیت دارد مانند مروارید و باغ زیبا که یک صاحب دارد، گفت: انسانی که می خواهد زندگی خود را از جلوه ماندگار بسازد، نیاز به سختی دارد؛  برخی از زنان جلوه‌گری در خانه خود ندارد و برای ارزش‌های خانگی را کمتر ارزش قائل شده و در بیرون از منزل خودنمایی می کنند.

منبع: تسنیم


کلمات کلیدی :ماهواره

احاطه اطلاعاتی بر محیط سایبر

نگاهی به سریال "فرد تحت نظر"؛

سریالی درباره احاطه اطلاعاتی آمریکا بر محیط سایبر + تصاویر

سریال فرد تحت نظر، ماهیت آژانس امنیت ملی آمریکا یا همان NSA را بیش از سایر سریال ها و فیلم هایی که در این زمینه ساخته شده اند از جمله "دشمن ملت(Enemy of the State)" و "توطئه اشلون (Echelon Conspiracy)" نشان می دهد.

مشرق؛"شما در حال تماشا شدن هستید. دولت یک سیستم مخفی دارد: یک ماشین که از شما در هر ساعت از هر روز جاسوسی می کند. من می دانم چرا که خودم آن را ساخته ام. من دستگاه را برای تشخیص اعمال ترور طراحی کرده ام، اما آن همه چیز را می بیند. جرایم خشونت آمیز که  مردم عادی را درگیر می کند، مردمی که شما را دوست دارند. جنایاتی که دولت آن ها غیرضروری در نظر گرفته است. آن ها نمی خواهند عمل کنند، بنابراین من تصمیم گرفتم که خود وارد عمل شوم. اما من به یک نیاز شریک دارم، کسی که مهارت های لازم برای مداخله کردن را داشته باشد. ما در خفا کار می کنیم چرا که مقامات در جستجوی ما هستند. شما هرگز ما را پیدا نمی کنید، اما قربانی یا مجرم، اگر شماره شما بالا بیاید ... ما شما را پیدا می کنیم." فینچ در ابتدای فصل اول.


 

نام سریال: Person Of Interest (فرد تحت نظر)
تعداد فصول: 2 (در حال پخش)
کارگردان: جاناتان نولان (Jonathan Nolan)





سریال فرد تحت نظر(Person of Interest) در سال 2011 در کانال CBS تهیه و در همان سال نیز سری اول آن پخش گردید. سری دوم این مجموعه در سال 2012 به نمایش درآمد و به نسبت سری اول مجموعه در رتبه بندی سریال ها در مقام بالاتری جای گرفت. این سریال یک مجموعه اکشن – درام و علمی-تخیلی(Science Fiction) است.

داستان این سریال پیرامون ماشینی است که یک نابغه  کامپیوتر به نام هارولد فینچ(Harold Finch) آن را به منظور پیش بینی عملیات های تروریستی طراحی کرده است. فینچ به همراه دوست و همکارش ناتان اینگرام(Nathan Ingram) این دستگاه را به دولت امریکا می فروشد که پس از مدتی اینگرام توسط دولت کشته می شود. ماشینی که فینچ طراحی کرده از طریق مانیتورینگ سراسر جهان بوسیله ی تلفن های همراه، ایمیل، دوربین ها و .... اطلاعات را دریافت و مورد پردازش قرار می-دهد و انگیزه ی ساخت آن نیز جلوگیری از عملیات های تروریستی همچون حملات 11 سپتامبر 2001 می باشد(هر دو سری مجموعه در ماه سپتامبر به نمایش در آمدند).

در واقع این برنامه با استفاده از منابع اطلاعاتی NSA (آژانس امنیت ملی امریکا National Security Agency ) به تحلیل اطلاعات پرداخته و جنایات برنامه‌ریزی شده را تشخیص می دهد یعنی این ماشین به تمام دوربین ها (حتی دوربین وب کم لپتاپ یک فرد که از طریق وایرلس رایگان در یک کافی نت جستجو می کند) میکروفن ها، ماهواره ها، تجهیزات شبکه و در کل ارتباطات الکترونیکی، دسترسی دارد و از اطلاعات آن ها استفاده می کند.

در حین کار با سیستم فینچ متوجه می شود از آن جا که دستگاه قادر است همه چیز را ببیند، می تواند علاوه بر عملیات های تروریستی برنامه ریزی شده، سایر خشونت ها و جنایت هایی که مردم عادی مرتکب می شوند را نیز شناسایی و در واقع پیش بینی کند. چون دولت به این بخش از ویژگی های ماشین علاقه نشان نمی دهد، فینچ یک در پشتی در سیستم طراحی می-کند تا به او یک کد امنیت اجتماعی(social security number) از فردی(یا افرادی) که در آینده درگیر یک جنایت خشن می شود را بدهد.

البته ماشین درباره اینکه فردی یا افرادی که پیرامون یک جرم معرفی می شوند چه نقشی در وقوع آن دارند را مشخص نمی کند، مثلاً اینکه فرد قاتل است یا مقتول و یا شاهد ماجراست، همچنین درباره ی نوع جنایت، زمان و مکان آن نیز اطلاعاتی نمی دهد.

 فینچ به علت محدودیت جسمانی خویش نمی تواند به تنهایی درگیر حوادث و پیگیری پیش بینی های ماشین شود، بنابراین یک مأمور سابق سیا به نام جان ریس(John Reese) را به استخدام در می آورد تا از وقوع جنایت ها جلوگیری کنند.


     
ریس که مأمور سابق CIA است در آخرین عملیاتش به همراه هم تیمی اش شامل عملیات پاکسازی شده است. او و هم تیمی اش ماموریت گرفتند که یکدیگر را بکشند اما هر دو جان سالم به در بردند، از آن پس ریس به عنوان یک مرده زندگی می کند. در نیمه سریال مشخص می‌شود فینچ از مدتی قبل به دنبال ریس بوده و حتی عملیات پاکسازی را هم او طراحی کرده تا ریس را از CIA  خارج و به خود جذب کند. همکار ریس به دست مامورین اطلاعاتی چین می‌افتد تا در قبال تزریق یک ویروس به شبکه اینترنت، نام شخصی که عملیات پاکسازی را طراحی کرده به او بگویند. در نهایت او کشته می‌شود و فقط از قول مأمور چینی گفته می شود که او فردی است که فقط یک نام از او وجود دارد و هیچ اطلاعاتی در هیچ دیتابیسی از او موجود نیست و سپس نام فینچ نمایش داده می شود.


 
فینچ شخصیتی مرموز دارد؛ او یک هکر، یک نابغه کامپیوتر، یک تاجر بورس و بسیار ثرونمند است. نام اصلی او مشخص نیست و طی تحقیقاتی که جان ریس انجام می دهد تا او را شناسایی کند مشخص می شود حتی هویت او در زمان مدرسته نیز جعلی بوده است. او توانایی نفوذ به هر سیستم و شبکه ای حتی خود NSA را دارد.
آنطور که فینچ می گوید ماشین را طوری طراحی کرده که نیاز به هیچ تعمیری ندارد و می تواند خود را بازسازی یا رفع اشکال کند و این کار را به این خاطر انجام داده که انسان‌ها قایل اعتماد نیستند و نباید به چنین ماشینی دسترسی داشته باشند و این ماشین باید خودکار عمل کند. در داستان فینچ به ریس می گوید شبکه‌های اجتماعی توسط او و برای NSA  طراحی شده تا NSA بتواند اطلاعات شخصی افراد را به دست آورد. همچنین به طور ضمنی اشاره می‌شود که تشکیل اینترنت و تبدیل شبکه داخلی ARPANET به اینترنت که توسط یک هکر انجام شده را نیز فینچ انجام داده است.
 
 




تمام افراد جامعه تحت کنترل اند.


فعالیت های آن ها موجب می شود تا در نهایت توسط پلیس نیویورک تحت تعقیب قرار بگیرند. یک هکر به نام روت (Root) به دنبال دستیابی به ماشین فینچ است و از طرف دیگر مأموران دولتی نیز می خواهند تمام دانش مربوط به ماشین را به عنوان یک راز نگه دارند.



    

هارولد فینچ یکی از دو شخصیت اصلی فیلم است. او یک هکر و نابغه کامپیوتر و بسیار ثروتمند است. دست او در اکثر اتفاقات بزرگ کامپیوتری (ایجاد اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و …) دیده می شود.بسیار مرموز است و هنوز نام و سابقه واقعی او مشخص نیست. حتی سازمان های اطلاعاتی از او چیزی جز یک نام ندارند.او سرپرستی عملیاتی که برای نجات افراد در معرض قتل ایجاد کرده را بر عهده دارد.




     

جان ریس یک مامور ویژه سابق CIA است که بعد از فرار از پاکسازی خود توسط فینچ جذب شده و عملیات میدانی برای نجات افراد در معرض قتل را انجام می دهد.


 

جاس کارتر یک کارآگاه سالم پلیس نیویورک است که قبلاً به عنوان بازجوی ارشد ارتش آمریکا در عراق فعالیت می کرده است. او در ابتدا به دنبال دستگیری جان ریس است اما در چند قسمت ابتدایی سریال به عنوان کمک به تیم فینچ و ریس می‌پیوندد.


    
لایونل فاسکو یک کارآگاه فاسد پلیس نیویورک است که بعد از درگیری با جان ریس ابتدا به صورت اجباری و سپس با تغییر شخصیت فاسد خود به تیم می‌پیوندد.


     

ناتان اینگرام دوست و همکار قدیم فینچ و رابط او با دولت آمریکا و سازمان NSA و عامل اصلی ایجاد راه برای دسترسی به ماشین طراحی شده فینچ است. او پس از فروش ماشین به دولت توسط NSA کشته می شود.

 



رووت (ریشه) یک هکر است که با توجه به اتفاقات کودکی‌اش انسان‌ها را اشتباهات طراحی می داند و در طول فیلم اصل ترین روش اش برای رسیدن به اهدافش باج گیری با استفاده از اطلاعات از افراد مختلف است. او در صدد به دست آوردن ماشین طراحی شده توسط فینچ است.



    
زویی مورگان زنی با ارتباطات پیچیده با افراد قدرتمند آمریکاست، تقریباً هر فرد قدرتمندی را می شناسد و با او رابطه دارد.این فرد در تعداد زیادی از عملیات ها به ریس کمک می کند.

     

 
کارل الیاس پسر نامشروع یکی از سران مافیا است که کنترل تمام گروه های خلافکار شهر را در دست گرفته و بعد از کشتن پدر خود سعی در یکی سازی سازمان مافیا دارد. این فرد یک بار توسط ریس نجات داده می‌شود و بار دیگر به زندان انداخته می شود. او حتی در زندان هم قوی‌ترین فرد شهر است.

سریال POI یا همان فرد تحت نظر از جمله آثاری است که تحت شرایط امنیتی پس از سپتامبر 2001 ساخته شده است. بعد از آن واقعه بود که تعداد زیادی دوربین در مناطق مختلف شهر نیویورک به منظور رصد رفت و آمد و عملکرد مردم امریکا نصب شد. نمونه هایی از این دست که کنترل و نظارت گسترده دولت امریکا بر کلیه مکالمات و ارتباطات الکترونیکی اعم از تلفنی یا اینترنتی را با هدف جلوگیری از وقایعی مانند 11 سپتامبر را توجیه می کنند، در سینما و تلویزیون این کشور جدید نیست.

چهره های مشهوری از سینمای هالیوود در ساخت این اثر شریک بوده اند. جاناتان نولان فیلم نامه‎ فیلم‌های بتمن می‌آغازد (2005)، پرستیژ (2006)، و شوالیه تاریکی (2008) را نوشته که همه آن ها را کریستوفر نولان کارگردانی‎ کرده است. جی‌جی آبرامز نیاز به معرفی ندارد، مجموعه آثار او بیش از یک دهه است که در سراسر جهان میلیون ها نفر را مجذوب نموده است. در میان سایر عوامل سریال نیز چهره های شناخته شده دیگری از جمله بازیگران وجود دارند.


 
این سریال در کل احاطه اطلاعاتی آمریکا بر محیط سایبر را نمایش داده و امن بودن خیلی از سیستم‌های سایبر را زیر سؤال می برد. همینطور احتمالات ممکن در محاسبات اطلاعاتی مبتنی بر اتفاقات بسیار کوچک و بی‌اهمیت را توجیه می کند. تاکنون درباره ی سیطره ی اطلاعاتی – امنیتی ایالات متحده بر زیرساخت های ارتباطی سرتاسر جهان و کنترل آن ها از جمله ماهواره ها، زیرساخت ها و شبکه های مخابراتی، شبکه های کامپیوتری و ... سخن گفته شده است. بسیاری از مردم عوام و بعضاً نخبگان ساده اندیش این پدیده را امری نشدنی می دانند، و تصور نمی کنند دولتی بتواند بر تمام مکالمات و ارتباطاتی که در هر لحظه در هر نقطه از کره زمین صورت می گیرد احاطه داشته باشد، در حالیکه این امر یک تصور یا خیال نبوده و واقعی است. در عالم واقعی امریکا از طریق آژانس امنیت ملی خود که یکی از سازمان های تابعه وزارت دفاع این کشور به حساب می آید، بر پیام های رد و بدل شده از طریق ابزارهای الکترونیکی و دیجیتال تسلط دارد.
 


سازمان های امنیتی – اطلاعاتی ایالات متحده امریکا

سریال فرد تحت نظر ماهیت آژانس امنیت ملی امریکا یا همان NSA را بیش از سایر سریال ها و فیلم هایی که در این زمینه ساخته شده اند از جمله "دشمن ملت(Enemy of the State)" و "توطئه اشلون (Echelon Conspiracy)" نشان می دهد.
     




شعارفیلم: «این دیگر سوءظن نیست، اگر آنان واقعاً در تعقیب تو باشند»

اینترنت بزرگترین شبکه ای است که در آن پیام ها و مکالمات افراد از اقصی نقاط جهان رد و بدل می شود. امروزه افراد آنقدر به زندگی در فضای مجازی وابسته شده اند که مقوله ای به نام "زندگی دوم" به بحث رایج مجامع علمی و حوزه های مرتبط با علوم انسانی بدل شده است. افراد آزادانه در اینترنت به فعالیت های متنوع و گوناگونی می پردازند، تبادل پیام، جستجو، قرار دادن پست و ... از جمله این فعالیت هاست که در قالب استفاده از ایمیل، شبکه های اجتماعی، فروم ها و سایر رسانه های اجتماعی و ابزارهای اینترنتی مانند موتورهای جستجو صورت می گیرد.

در مواجهه با فضای مجازی بسیاری از نخبگان فکری و مردم عادی معتقدند این فضا به لحاظ اینکه فضایی باز و غیرقابل کنترل و نظارت بوده و به انسان امکان گمنامی و ساخت هویت(های) جدید و بازآفرینی خویشتن را می دهد، افق های روشنی را در پیش چشم بشر گذاشته که باید از طریق استفاده ی مناسب از فرصت ها و امکانات آن به سمت این افق ها حرکت نمود. در مناسبات اجتماعی مجازی چون هویتی که فرد از خود ارائه کرده خودِ مطلوبِ مورد نظر اوست در نتیجه دوستی ها و روابط شکل گرفته بر مبنای این هویت ها صمیمی تر و صادقانه تر است. در نگاه این عده در فضای مجازی روابط نوین اجتماعی شکل خواهد گرفت و فعالیت ها و کنش های کاربران اثر مطلوبی بر جهان واقعی و مناسبات آن خواهد گذاشت.





          
در کنار نگاه فوق دسته ای دیگر از دانشمندان معتقدند فضای مجازی، فضایی مطلقاً آزاد و رها نیست بلکه هم اصول، قواعد و چارچوب های فعالیت در آن توسط کاربران حرفه ای تر، از قبل مشخص شده است و هم در سطوح مختلف ملی و بین المللی سیستم نظارت و کنترل دارد، در نتیجه افراد نمی توانند برای خود هویت های گوناگون و متفاوت داشته باشند چرا که از طریق ابزارهای کنترلی می توان هویت واقعی آن ها بدست آورد. مبتنی بر این نگاه امروز زندگی و هویت افراد نه تنها پنهان نیست بلکه برعکس تکنولوژی باعث شده حتی جزئی ترین علایق، سلیقه ها و نظرات نیز برای دیگران قابل مشاهده باشد. برخی از صاحبنظران این دسته عقیده دارند به علت ادغامی که به مرور زمان جهان واقعی و جهان مجازی با یکدیگر خواهند داشت، افراد از داشتن هویت های گوناگون خسته شده و شاید دیگر علاقه ای به پنهان سازی هویت خود نداشته باشند.
          



پنهان سازی هویت با وجود کنترل ها امکان پذیر نیست. یک توهم توافقیِ دیگر!

برخی از مزیت های فضای مجازی همچون از میان برداشتن مرزهای فیزیکی، جبران محدودیت های زمانی، دسترسی آسان و سریع به منابع، افراد و اخبار، تنوع و تکثر ارتباطات و تعاملات را نمی توان نادیده گرفت، به همین جهت عاقلانه تر آن است که با چشمانی باز وارد این دنیا شده و فعالیت صورت داد. اینکه برخی مطرح می کنند هیچ شخص حقیقی یا حقوقی صاحب اینترنت (بزرگترین فضای مجازی) نبوده و در این فضا هیچ شخص یا گروهی نمی تواند اراده ی خویش را بر دیگران تحمیل کند نشان دهنده عمق و ظرفیتِ کم اندیشه ی آن هاست، چرا که با  اندکی جستجو، هم می توان صاحب اینترنت را پیدا کرد و هم مثال های بی شماری از جهت دهی و موج سواری بر افکار عمومی را.

در این سریال دلایلی غیر از گسترش ارتباطات و یا کسب سود و منافع تجاری برای ایجاد شبکه های اجتماعی توسط فینچ که آن ها را ساخته است، عنوان می شود. دلایلی که با علت برپایی و عملکرد سازمانNSA  انطباق دارد.
     


ان اس ای(NSA) – سازمانی که مغز تصمیم گیرنده اینترنت است.

 



تمام ارتباطات و مکالمات قابل شنود و ردیابی هستند.

اما چرا در کنار ساخت فیلم های سینمایی این بار ایالات متحده سیطره امنیتی و اطلاعاتی خود را در قالب سریال عرضه می کند؟

پاسخ این سوال به گسترش روزافزون ابعاد زندگی مجازی و کوچ کردن افراد از زندگی واقعی به این زندگی است. بطوری که گفته شده: «فضای مجازیِ امروز القای واقعیت مجازی نیست، ایجاد مجاز واقعی است.». این جمله به خوبی وضعیت حال حاضر جامعه و بشر غربی را مشخص می کند، وضعیتی که به گونه ای فزاینده در جوامع و کشورهای دیگر در حال تکثیر است.

بشر غربی در جامعه ای زندگی می کند که از حیث تمدنی به منتهی الیه خود رسیده و حرف جدیدی برای گفتن ندارد، تنها حوزه ای که روبروی انسان غربی اعم از روشنفکر، مهندس، فیلسوف، نخبه ی فرهنگی، متفکر علوم انسانی و غیره باز است دامن زدن به ابعاد زندگی تکنولوژیکی در بعد مهندسی و تحلیل و تفسیر آن در حوزه ی علوم انسانی است، در واقع انسان غربی پس از آنکه جهان واقعی را برای خود از دست رفته دیده، به جهان سایبری و زندگی دوم روی آورده است، علمای شاخه های مختلف علوم انسانی و علوم اجتماعی نیز به جای تولید محتوای جدید، به تفسیر و توصیف ابعاد زندگی سایبری پرداخته اند.

سردمداران تمدن امروز غرب هم با به بن بست رسیدن نظریه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خویش، برای جلوگیری از فروپاشی جوامع شان بیش از پیش به سازماندهی و نظارت بر فضای سایبر روی آورده اند، چرا که فعالیت در این فضا نیرو و زمان افراد جامعه همچنین فرصت و امکان اعتراض مؤثر را از آن ها می گیرد.


 
در واقع شاید اداره کنندگان تمدن غرب با عرضه کردن این سریال قصد دارند مردم را در کشور خود و سایر کشورهای دنیا برای ورود به یک دنیای امنیتی و یک زندگی کنترل شده و تحت نظارت آماده کنند. دنیایی که در آن ماشین ها و سیستم-های کامپیوتری حتی می توانند درباره فردی که در انتهای خیابان در حال قدم زدن است پیش بینی کنند.
 





زندگی ای که در آن افراد نه تنها به ابزارهای دیجیتالی وابسته اند، بلکه خودشان نیز کدهای دیجیتالی خواهند بود که از طریق سیستم های هوشمند کنترل شده و باید به این چشم بزرگ که آن ها را می بیند، عادت کرده و بدانند که نمی توان از دید آن فرار کرد.

منبع: مشرق نیوز

کلمات کلیدی :سینماامریکا

فریب رئیسجمهور \معتدل\ ایران را نخورد

نتانیاهو: جامعه بین‌الملل فریب رئیس‌ جمهور "معتدل" ایران را نخورد / ایران بدنبال 200 بمب اتمی است!

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در گفتگو با روزنامه واشنگتن پست با ابراز ناامیدی از احتمال عقب‌نشینی ایران از برنامه هسته‌ای خود با طرح ادعایی مضحک مدعی شد ایران بدنبال ساخت 200 بمب اتمی است!

   گروه بین‌الملل مشرق –بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر تندرو و جنگ‌طلب رژیم صهیونیستی در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست با ابراز ناامیدی از امکان تغییر در سیاست‌های هسته‌ای ایران، اظهار داشت برنامه هسته‌ای ایران مستقیما تحت نظارت رهبر ایران است و تغییر رئیس‌جمهور موجب بازنگری در آن نخواهد شد.

نتانیاهو بار دیگر اتهام تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای را تکرار کرد:«رهبر ایران مصمم و متعهد است راه هسته‌ای شدن - نظامی - ایران را طی کند و من تردید دارم این انتخابات تغییری در این مسیر ایجاد کند.»

گاف نتانیاهو: ایران با رد صلاحیت صدها کاندیدا، تنها به 7 نفر اجازه حضور در انتخابات داد

نخست‌وزیر اسرائیل با زیر سوال بردن سلامت انتخابات در ایران مدعی شد حکومت ایران با رد صلاحیت صدها نفر تنها به 7 نفر اجازه حضور در انتخابات را داد.

اطلاعات ناقص و نادرست نتانیاهو از قوانین انتخابات و روند برگزاری آن از آنجا مشخص می‌شود که وی نامزد انصراف داده از انتخابات را نیز حذف شده و رد صلاحیت شده نامیده است.

نتانیاهو دکتر روحانی را به فریب غرب متهم کرده و می‌افزاید:«رئیس‌جمهور منتخب ایران و دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده پیشین هسته‌ای، دکترین "مذاکره و غنی‌سازی همزمان" را تدوین کرده و کتابی نیز در این باره نوشته است. ما اجازه ادامه این بازی را به ایران نخواهیم داد.»

هدف بعدی موشک‌های ایران، آمریکاست

نخست‌وزیر تندروی اسرائیل که بارها بدلیل سیاست‌های افراطی و جنگ‌طلبانه، اعتراضات جامعه داخلی این رژیم را شاهد بوده است بار دیگر ادعاهای خود را تکرار کرده و آمریکا را هدف بعدی موشک‌های ایران خوانده است:

«ایران بدنبال یک یا دو بمب هسته‌ای نیست، بلکه آن‌ها بدنبال ساخت 200 کلاهک هسته‌ای هستند. موشک‌های قاره‌پیمایی که ایران در پی ساخت و تکثیر آن‌هاست نیز ما را هدف نگرفته‌اند، بلکه به سوی آمریکا نشانه‌ گرفته شده است و می‌خواهند طی هشت سال آینده سراسر قاره آمریکا را هدف قرار دهند.»

گفتنی است دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ایران در اولین کنفرانس خبری خود نیز در پاسخ به سوالی در این رابطه تصریح کرد راه حل برنامه هسته‌ای فقط و فقط مذاکره است اما زمان تعلیق و عقب‌نشینی گذشته و قدرت‌های جهانی باید حقوق ایران را به رسمیت بشناسند.


منبع: مشرق نیوز

کلمات کلیدی :صهیونیست