بنیان و اساس «ایالات متحده» چگونه شکل گرفت + تصاویر
گروه گزارش ویژه مشرق؛ شاید در میان چهره های سرشناس جهان کسی به مانند کریستف کلمب نباشد که اصالت وی، آیین و مذهبش این چنین محل بحث و اختلاف مورّخان و کارشناسان قرار گرفته باشد. به هرحال پیگیری و یافتن سرنخ حقیقت در میان گستره ی این شبهات از مجال این نوشتار خارج است و در این گزارش تنها به طرح اهمّ مباحث واختلافات پیرامون کلمب بسنده می شود و در پایان قضاوت به خوانندگان فهیم مشرق واگذار می گردد.

صحنه ورود کلمب به سرزمینی که بعدها آمریکا نام گرفت

به راستی او چگونه انسانی بود؟
کریستف کلمب (Christopher Columbus) در سال 1451 در جمهوری ژنوا(جنوب غربی ایتالیای امروزی) متولد شد. برخی نیز معتقدند او یک اسپانیایی تبار است و در نزدیکی های شهر «پانته ودرا» در اسپانیا متولد شده است. عده ای دیگر سفر اول دریایی کلمب تحت پرچم پرتغال و وجود شواهدی دالّ بر زندگی وی در آنجا را دلیل بر پرتغالی بودن وی می دانند. به هرحال در اصالت کلمب و محل تولد وی اختلافاتی وجود دارد ولی آنچه غالبا مطرح می گردد و قوت بیشتری دارد ایتالیایی تبار بودن کلمب است.

گراور چوبی از جمهوری ژنوا (قرن پانزدهم میلادی)
کلمب مردی طمّاع، حریص، پول دوست و هوس ران بود، وی در تمام طول عمرش به دنبال کسب ثروت و مال اندوزی بود، از این رو به سفرات دریایی تجاری متعدد می رود.
نخستین دریانوردی های کلمب
کریستف کلمب از دوران نوجوانی دریانوردی را آغاز نمود و در چندین سفر دریایی تجاری در دریای مدیترانه و دریای اژه شرکت نمود. نخستین تجربه اقیانوس نوردی اش ممکن بود به ازدست دادن جانش منجر شود. وی در سال 1476 میلادی برای اولین بار پا به عرصه اقیانوس نوردی گذاشت و با یک کشتی تجاری راهی اقیانوس اطلس شد، کشتی در نزدیکی پرتغال مورد حمله دزدان دریایی قرار گرفت و غرق شد، کلمب به طرز عجیبی نجات یافت و مجبور شد در حدود 6 مایل شنا کند تا به سواحل پرتغال برسد. بعد از این واقعه کلمب بارها به منظور تجارت و یافتن طلا به سفرهای دریایی می رود.

کریستف کلمب در ایام نوجوانی دریانوردی را آغاز نمود

کریستف کلمب در ایام جوانی
به اعنقاد مورخین کلمب مردی طمّاع، حریص، پول دوست و هوس ران بود،
وی در تمام طول عمرش به دنبال کسب ثروت و مال اندوزی بود
ایده سفر به هند از راه غرب
از دیرباز و به ویژه در عصر استعمار، هندوستان در کانون توجه استعمارگران بوده است. در قرن پانزدهم نیز از طرفی دستیابی به ثروت این منطقه در رأس اهداف پادشاهان اروپایی قرار داشته است و از طرف دیگر امپراتوری عثمانی(که در آن دوران در اوج قدرت خود بود) به دلیل سیطره کاملی که بر راه های ارتباطی منتهی به هندوستان داشت مانع رسیدن اروپاییان به هند می شد و یا حداقل هزینه های سفر را برای آنان بسیار بالا می برد.
کریستف کلمب طرحی ارائه کرد که طبق آن اروپاییان با سفر دریایی(به سمت غرب) و پیمودن عرض اقیانوس اطلس می توانستند سریع تر و ایمن تر به منطقه هندوستان برسند. کلمب زمین را به صورت یک کره تقریبا 63درصد ارزیابی نمود و فاصله جزایر قناری تا ژاپن را حدود 2300 مایل تخمین زد.

کلمب در حال مطالعه محیط جغرافیایی زمین (قرن پانزدهم)

کلمب سفر به سمت غرب را چاره کار می داند
بسیاری از کارشناسان دریایی معاصر وی با نظرش مخالف بودند و به ارزیابی که دو قرن پیش از میلاد درمورد محیط و پیرامون کره زمین شده بود، معتقد بودند. ارزیابی آن دوران محیط زمین را 25000 مایل بیان می نمود، با این وضعیت فاصله میان جزایر قناری و ژاپن 12200 مایل ارزیابی می شد و درنتیجه هرگونه سفر دریایی در آن زمان را کاملا غیر ممکن می نمود.

یکی از نقشه های جهان در قرن پانزدهم که کریستف کلمب در اختیار داشت.
تلاش کلمب برای جلب رضایت پادشاهان برای سفر دریایی به غرب
کریستف کلمب در پی جلب حمایت مالی برای این سفر برآمد، وی ابتدا طرح خود را به پادشاه پرتغال ارائه داد و سپس آن را به ژنو و ونیس برد ولی به دلیل هزینه بالای سفر و احتمال زیاد ناکامی آن، مورد پذیرش هیچ یک قرار نگرفت. کلمب به اسپانیا و نزد ایزابل ملکه کاستیل و فردیناند رفت و طرح خود را بازگو نمود، در ابتدا طرح رد شد اما با پادرمیانی یک یهودی سرشناس به نام لویی دوسانتانگل(وزیر مالیه فردیناند) ایزابل موافقت نمود.

تلاش کریستف کلمب برای جلب رضایت ملکه کاستیل(اسپانیا)
او با وساطت یک یهودی موفق به جلب رضایت ملکه شد

فردیناند، در زمان درخواست کلمب،
پادشاه آراگون ، کاستیا و لئون، سیسیل بود

لویی دوسانتانگل(وزیر مالیه فردیناند)

سه کشتی سانتاماریا، نینیا و پینتا همراه با نود نفر خدمه
به فرماندهی کلمب از سواحل اسپانیا حرکت می کنند
کریستف کلمب در آگوست 1492 میلادی اسپانیا را با سه کشتی ترک کرد.
حدود ده هفته بعد، جزیره ای مرجانی رؤیت شد و کلمب و همراهانش در دوازدهم اکتبر 1492 میلادی وارد این جزیره شدند که بعدها به باهاماس(Bahamas) شناخته شد.

تصاویر متعدد ترسیم شده از ورود کلمب و همراهانش به باهاماس

آنها در ابتدا گمان می کردند که به منطقه هندوستان رسیده اند و اهالی بومی آن منطقه را هندی(Indian) نامیدند. کلمب از باهاماس خارج شد و به سفر خود ادامه داد و چندین جزیره دیگر در منطقه شناسایی و کشف نمود که از جمله آنان می توان به هیسپانیولا(Hispaniola) (قسمتی از هائیتی و جمهوری دومنیکن امروزی) اشاره کرد.
علت اشتباه کلمب را نمی توان به محاسبات وی مربوط دانست بلکه علت واقعی این است که کلمب از وجود جزایری دیگر قبل از جزیره ژاپن و سواحل چین با خبر نبود.

نقشه جهان تا قبل از سفر کلمب

مسیر سفر دریایی کلمب به غرب و رسیدن به باهاماس
و حرکت به سمت هیسپانیولا و سپس مسیر بازگشت به اسپانیا
کریستف کلمب به همراه جواهراتی که از سرزمین های آمریکا بدست آورده بود راهی اسپانیا شد. جواهرات را نزد ملکه ایزابل تقدیم نمود.

کریستف کلمب به همراه دوازده نفر از بومیان آمریکا و طلا و جواهر فراوان
وارد اسپانیا می شود و به ملکه ایزابل ادای احترام می کند.
گزارش کلمب به دربار پادشاه اسپانیا نیمی حقیقی و نیمی جعلی بود و شاید حتی خودش هم به جعلی بودن ادعایش نزد ملکه تا پایان عمرش واقف نشد زیرا که او ادعا کرد به آسیا و سواحل چین رسیده است در حالی که چنین نبود و درواقع او به قاره ای جدید دست یافته بود. کلمب در توصیف هیسپانیولا چنین می نویسد:
«هیسپانیولا یک معجزه است، کوه ها و تپه ها، دشت ها و چراگاه ها حاصلخیز و زیبایند... لنگرها به طور غیرقابل باوری خوبند و درآنجا رودخانه های وسیع بسیاری وجود دارد که اغلبشان طلا دارند... ادویه های متنوع و معادن بزرگ طلا و سایر فلزات در آنجاست...» 1
کلمب اعلام داشت که اگر ملکه حمایت لازم را از وی بنماید این بار با طلای بیشتر و هرتعداد برده که نیاز است باز می گردد. وعده های کلمب باعث شد تا در سفر دوم با هفده کشتی و 1200 خدمه به سوی جزایر دریای کارائیب حرکت کند.

کریستف کلمب: [بومیان] نوکران خوبی هستند...
تنها پنج نفر کافی بود که آنها را مطیع خود کنیم تا هرچه می خواستیم انجام دهند.
کلمب و همراهانش به هر جزیره ای که پا می گذاشتند بومیان را اسیر می کردند تا هم با مزاحمت آنها روبرو نشوند و هم در جستجوی طلا به آنها کمک نمایند. جستجوی طلا ناکام ماند و زمان بازگشت برخی کشتی ها رسیده بود و لذا کلمب برای اینکه کشتی ها خالی روانه اسپانیا نشوند، به هجوم بی سابقه ای دست زد و 500 نفر از بومیان را اسیر نمود و به اسپانیا فرستاد، 200 نفر از آنان در راه جان سپردند و 300 نفر باقیمانده نیز به عنوان برده در شهرهای اسپانیا فروخته شدند.

مأموران کلمب با بی رحمی تمام در حال بریدم گوش های یک سرخپوست(بومی)

سفرهای متعدد کلمب و اروپاییان به جزایر کارائیب و قاره جدید بعد از سفر اول

هجوم به بومیان منطقه و اسارت و بردگی آنها
کلمب گفتاری دارد که از فرایند تطهیر سازی شخصیتش پرده بر می دارد و چهره واقعی و طمّاع او را نمایان می سازد:
«بیایید به نام تثلیث مقدس به فرستادن همه بردگانی که قابل فروش هستند ادمه دهیم.»(2)
کلمب که به تدریج از یافتن طلا نا امید شد، دستور داد در یک منطقه که احتمال وجود طلا زیاد بود هر فردی که بالای 13 سال سن داشت به جستجوی طلا بپردازد، بومیانی که با این تصمیم مخالفت می نمودند سر خودرا از دست می دادند.
در سفر اول بومیان منطقه مهربانانه به استقبال کلمب و همراهانش رفتند، آتالی(Attali) نویسنده یهودی فرانسوی در این باره می گوید:
«بومیان آرام و بی آزار جزیره، برای استقبال از آنها[کلمب و همراهانش] آمده بودند، اما کلمب انها را به عنوان انسان، به حضور نپذیرفت.» (3)
و حتی خود کلمب در خاطراتش به توصیف آنان می پردازد:
«...آنها اندامی تنومند، جثه هایی قوی و چهره هایی جذاب داشتند...آنها سلاح به دست نمی گیرند و آن را هم نمی شناسند، چون یک بار شمشیری نشان آن ها دادم، آن را از لبه برنده اش گرفتند و از روی ناآشنایی خود را زخمی کردند، آهن هم نداشتند، نیزه هایشان از ساقه نی شکر درست شده... نوکران خوبی هستند...تنها پنج نفر کافی بود که آنها را مطیع خود کنیم تا هرچه می خواستیم انجام دهند.» (4)
از جملات پایانی کلمب در توصیف بومیان منطقه باهاماس در همان ابتدا به اندیشه های استثمارگرانه و فرومایگی کریستف کلمب و همراهانش پی می بریم ولی فرومایگی آنان تنها در جملات باقی نماند و از این پس دوران فلاکت و مظلومیت بومیان بی دفاع منطقه باهاماس و دیگر مناطق یا به اصطلاح دنیای جدید(New World) آغاز می شود.
...